حسن فراهانى

82

روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى )

در انتخابات پنجمين دوره مجلس شوراى ملى ، سردار معظم به نمايندگى مردم نيشابور انتخاب شد . وى در اين دورهء مجلس رئيس كميسيون نظام بود و همين امر موجب نزديكى او با سردار سپه گرديد . چند ماه بعد ، وى از نمايندگى استعفا كرد و در شهريور 1303 ش ، وزير تجارت و فوائد عامه در دولت سردار سپه گرديد . وى در پى تصويب قانون لغو القاب و درجات نظامى در 1304 ش ، نام خانوادگى تيمورتاش را براى خود برگزيد . پس از به سلطنت رسيدن رضا خان ، تيمورتاش وزير دربار شد و از آن پس به عنوان راهنما و مشاور ، كارگزار اصلى رضا شاه در بسيارى از امور گرديد . تيمورتاش در اولين ماه‌هاى سلطنت رضا شاه ، پيشنهاد تشكيل حزب « ايران نو » را به وى داد . او ابتدا موافقت نمود ، ولى چندى بعد ، به دليل احساس خطر از ناحيهء حزب ، دستور انحلال آن را صادر كرد . تيمورتاش در دورهء ششم مجلس شوراى ملى ، مجددا از نيشابور به نمايندگى مجلس انتخاب شد . تيمورتاش در اين سال‌ها قدرت مطلق بعد از شاه به حساب مىآمد . و عملا كارگردان سياست خارجى ايران بود و حل مسائل مهمى چون اختلافات ايران و انگلستان را بر عهده داشت . تيمورتاش به رغم نفوذ و قدرت فراوان به‌طور ناگهانى در 3 دى 1311 بازداشت و از وزارت دربار عزل گرديد . تيمورتاش در 9 مهرماه 1312 در زندان قصر به قتل رسيد . خانواده او ابتدا به حوالى تربت‌جام و سپس به كاشمر در استان خراسان تبعيد و بعد از استعفاى رضا شاه به تهران منتقل شدند . دربارهء علت بركنارى و سرنوشت بعدى تيمورتاش ديدگاه‌هاى متفاوتى بيان شده است . تيمورتاش در طول حيات خود دو بار ازدواج كرد ؛ همسر اول وى سرور السلطنه ، دختر حاج خازن الملك ( داماد نير الدوله و نوهء دخترى على رضا خان عضد الملك نايب السلطنه ) بود كه از وى صاحب چهار فرزند شد . سه پسر به نام‌هاى منوچهر ، امير هوشنگ ، مهرپور و يك دختر به نام ايراندخت . ايراندخت از روزنامه‌نگاران دههء 1320 ش ، و مدير روزنامهء رستاخيز ايران بود . همسر دوم تيمورتاش ( تاتيانا ) ، از ارامنه قفقاز بود كه از وى نيز صاحب دو دختر به نام‌هاى پريچهر و نوش‌آفرين شد . وى پس از جدايى از تيمورتاش به اتفاق دو دخترش در آمريكا اقامت كرد . ( يادداشت‌هاى دكتر قاسم غنى ، ج 1 ، ص 167 - 159 ؛ تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ، ج 3 ، ص 564 ؛ تيمورتاش در صحنه سياست ايران ، ص 11 ، 21 ، 120 ، 114 ؛ زندگينامه رجال و مشاهير ايران ، ج 2 ، ص 319 ؛ ايران ديروز . . . ، ص 141 - 140 ؛ شرح زندگانى من ، . . . ، ج 2 ، ص 87 - 85 ؛ سفرنامه بلوشر ، ص 199 - 198 ؛ صعود و سقوط تيمورتاش ، . . . ، 89 - 85 و 43 و 42 و 32 و 30 و 27 ؛ خاطرات صدر الاشرف ، 241 - 240 ؛ خاطرات سياسى فرخ ، ص 289 و 50 ، 35 ؛ تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران ، ج 1 ، ص 57 و 134 ؛ دولتهاى عصر مشروطيت ، ص 158 و 157 و 140 ؛ گاهنامه پنجاه ساله شاهنشاهى پهلوى ، ج 1 ، ص 44 ؛ خاطرات و خطرات ، ص 371 ؛ تاريخ بيست ساله ايران ، ج 5 ، ص 211 و 189 ؛ روزنامه اطلاعات ، 3 / 10 / 1311 ، ص 2 ؛ مقالات تقىزاده ، ج 5 ، ص 65 ؛ « يادداشت‌هاى عباسقلى گلشائيان » در يادداشت‌هاى دكتر قاسم غنى ، ج 4 ، ص 488 - 487 ) .

--> ( 4 ) . گنجينه اسناد ، بهار و تابستان 1371 ، ص 40 ؛ اسناد كابينه كودتا ، ص 134 . ( 5 ) . روزنامه ايران ، 11 / 1 / 1300 ، ص 2 . ( 6 ) . زندگانى سياسى ، اجتماعى سيد ضياء الدين طباطبايى ، ص 218 و 217 . ( 7 ) . عيسى صديق ( دكتر صديق اعلم ) در سال 1273 ش ، در تهران به دنيا آمد . وى فرزند ميرزا عبد اللّه خان شاملو ملقب به صديق التجار بود . عيسى صديق در سال 1290 ش ، براى تحصيل به فرانسه رفت و در سال 1297 ش ، دوره دانشسراى ورساى را به‌پايان رساند و از دانشگاه پاريس دانشنامهء رياضيات گرفت . صديق در سال 1297 ش ، پس از پايان تحصيلاتش در فرانسه به ايران بازگشت و به سمت بازرس مدارس منصوب شد . چندى نيز رئيس فرهنگ گيلان ، رئيس تعليمات عالى ، معلم مدرسه حقوق ، دار الفنون و دار المعلمين مركزى ، رئيس دفتر وزارت فوائد عامه ، نماينده ايران در مجمع بين المللى آموزش و پرورش در ژنو و رئيس دفتر وزارت عدليه بود . در سال 1304 ش ، به هنگام تشكيل مجلس مؤسسان ، نمايندهء اين مجلس بود . علاوه‌بر مشاغل دولتى و فرهنگى ، مدتى نيز مدير داخلى روزنامهء مرد آزاد بود . در سال 1309 ش ، دكتر صديق بنا به دعوت دانشگاه كلمبيا براى مطالعه و تحقيق به آمريكا رفت و موفق به اخذ درجه دكتراى فلسفه از اين دانشگاه شد . با تحصيل در دانشگاه كلمبيا ، بنا به درخواست عبد الحسين تيمورتاش وزير دربار پهلوى ، اقدام به تهيه و تنظيم طرح تأسيس دانشگاه تهران نمود . صديق در سال 1310 ش ، به ايران بازگشت و مأمور تأسيس دانشگاه تهران شد . پس از تأسيس دانشگاه تهران تا سال 1319 ش ، رياست و استادى دانشسراى عالى دانشكده ادبيات و دانشكده علوم را عهده‌دار بود . در سال 1319 ش ادارهء كل انتشارات و تبليغات و راديو را تأسيس كرد و به رياست آن منصوب شد . دكتر صديق در كابينهء فروغى كه در شهريور 1320 تشكيل شد ، براى اولين بار به وزارت فرهنگ منصوب و در آذر 1322 در كابينهء على سهيلى نيز براى بار دوم به اين سمت انتخاب شد . در كابينهء سهام السلطان بيات نيز كه در آذر 1323 تشكيل شد ، همين سمت را داشت و در كابينه قوام السلطنه نيز كه در شهريور 1326 تشكيل شد هم اين سمت را حفظ كرد . مدتى رئيس دانشگاه تهران و استاد دانشگاه نيز بود . در مهر 1339 براى ششمين بار در كابينهء شريف امامى به وزارت فرهنگ منصوب شد . دكتر صديق پنج دوره سناتور انتخابى تهران بود و در تمامى ادوار نمايندگى ، رياست كميسيون فرهنگ و هنر سنا را عهده‌دار بود . دكتر عيسى صديق سرانجام در آذرماه 1357 ش ، در تهران درگذشت . ( يادگار عمر ، ص 1 - 44 ؛ زندگينامه رجال و مشاهير ايران ، ج 4 ، ص 200 - 205 ؛ ذكاء الملك فروغى و شهريور 1320 ، ص 27 و 43 و 44 و 61 و 148 ) . ( 8 ) . روزنامه ايران ، 11 / 1 / 1300 ، ص 2 . ( 9 ) . اسناد وزارت خارجه فرانسه ، 30 مارس 1921 ، مجلد 26 ، ص 91 ، تلگرام شمارهء 95 . ( 10 ) . روزنامه ايران ، 11 / 1 / 1300 ، ص 2 . ( 11 ) . همان ، ص 1 . ( 12 ) . گزارش‌هاى كنسولگرى انگليس در مشهد ، ص 41 .